
❇️ کتاب «مأموریت در قصر» در سه فصل روایت میشود که هر فصل بخشهای مختلفی دارد. ساختار یکپارچه و پر تعلیق اثر، مخاطب را تا انتهای رمان با خود همراه میکند.
تصویرسازیهای محمد صادق، از صحنههای مختلف رمان، بر جذابیت بصری رمان افزوده است و رغبت خواننده را به خواندن کتاب بیشتر میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«سرباز وارد خانه شده و مستانه به دختر جوان نزدیک میشود. از سمت دیگر، زن میان سالی که مادر دختر است، با چوبی در دست به سرباز حمله میکند، اما قبل از رسیدن زن به او، سرباز، شمشیرش را در شکم او فرو میبرد، زن در حالی که دستانش را روی شانه سرباز گذاشته، آرام زانوهایش بیرمق شده و مینشیند. سرباز شمشیر را از شکم او بیرون میکشد و زن با چشمانی باز از پشت به زمین میخورد و سرش به سمت راستش میچرخد. دختر جوان که انگار سحر شده، توان گریختن را در خود نمیبیند، قدرت فریاد زدن هم ندارد. سرباز با ولع به سمت او میرود…»
و یا در بخش دیگری میخوانیم: «هارون که با این اوضاع پیش آمده، مستی از سرش پریده است، با سرعت به سمت صندوقچه رفته و سراسیمه آن را باز میکند. لباس زربافت خز را از داخل آن بیرون میکشد. نه تنها حارث، یحیی و عبدالله، بلکه خود علی نیز از دیدن لباس متعجب و متحیّر است. تمام وجود علی را آرامش عجیبی فرا میگیرد…»
⚜️ ارسالی : حدیث رستگار
